چه کردی با من؟...
میخواهم بنویسم...
اما از چه ؟ از کی ؟ و برای چی؟...
وجود ملتهبم در انتظار گذشت لحظه هاست...
اما برای شنیدن چه کلامی؟...
می خواهم بنویسم...
از تو....
از این نیامدن و قصد رفتن کردنت....
می خواهم بنویسم اما دستهایم می لرزد...
چه کردی با من؟...
چه خواستم ز تو که دریغ میکنی؟
چه خواستی که نکردم؟...
غم نبودنت به جانم نیشتر میزند ...
اما درمانی نیست که به مقابلش روم...
آخر تو تنها امید بودی ... تنها دعای شبانه ام
هیچوقت فکر نمیکردم به جرم عاشقی اینگونه مجازات شوم دیگر کسی به سراغم نخواهد آمد قلبم
شتابان میزتد شمارش معکوس برای انفجار در سینه ام و من تنهایی خود را در آغوش میکشم.. تنها مانده
زل زدم ، خیره شدم ، پلک زدم ، محو شدم
یک نفر عشق مرا در دلش آغاز نکرد...
!!نگـــــــران نباش. . . . . .
" حــــال مـــن خـــــوب اســت!! "
بــزرگ شـــده ام . . . . . .!
ديگر آنقــدر کــوچک نيستـم که در دلـــتنگي هـــايم گم شــوم! . . .
آمـوختــه ام. . . .
که اين فـــاصــله ي کوتـــاه، بين لبخند و اشک نامش . . . . . " زندگيست "
آمــوختــه ام . . . .
که ديگــر دلم براي " نبــودنـت " تنگ نشـــود . . .
راســــــتي. . . .
دروغ گـــــفتن را نيــــــــز، خــــــــوب ياد گـــرفتــه ام . . .!!
" حــــال مـــن خـــــــوب اســت " . . .خــــــوبِ خــــوب!!!!
تاریکی اتاقم شکسته می شود با نوری ضعیف … لرزشی روی میز کنار تختم میفتد … از این صدا متنفر بودم اما … چشم هایم را میمالم … new message … تا لود شود آرزو می کنم … کاش تو باشی … سکوت می کنم ، آرزوی بی جایی بود !
قسمت این است که در فاصله ها پیر شویم و اسیر شب تنهایی تقدیر شویم قسمت این است که یک عمر مسافر باشیم تا از این دور زدن های زمان سیر شویم

چه سخت است،
تشییع عشق بر روی شانه های فراموشی ،
و دل سپردن به قبرستان جدایی ،
وقتی که میدانی پنج شنبه ای نیست ،
تا رهگذری ،
بر بی کسی ات فاتحه ای بخواند…
گاهی وقتها مجبوری احمق باشی! روی کاغذ مینویسم "دستهای تو" و روی ان دست میکشم...!
در یک روز خزان پاییزی پرستویی را در حال مهاجرت دیدم!به او گفتم: چون به دیار یار میروی به او بگو دوستش دارم و منتظرش می مانم. بهار سال بعد پرستو نفس نفس زنان امد و گفت: دوستش بدار ولی منتظرش نمان....
خوش به حال باد گونه هایت را لمس میکند و هیچکس نمیپرسد که با تو چه نسبتی دارد! کاش مرا باد می افریدند وتو را برگ درختی.... عشق بازی برگ و باد را دیده ای؟! در هم میپیچند و عاشق تر میشوند!!
تمام ترانه هایم ترنم یاد توست
و تمام نفسهایم خلاصه درنفسهای توست
ای زلال ترازباران وپاکترازآیینه به وجود پرمهرتومیبالم
وتورا آنگونه که میخواهی دوست دارم
پرنده خیالم با یاد تو به اوج آسمانها پرخواهد گشود
و زیبایت رابه رخ فرشتگان خواهدکشید
تبسمی از تو مراکافیست که ازهیچ به همه چیزبرسم
فقط تو میدونی
فقط تو میتونی عزیزم
خیلی دوست دارم گلکم
۱روز کــــه چتـــرمــــــــــان دو نـــــــفره شــده ...
۱روز کـه همـه جـا حســابی خـــــــــــیس اســـــــــت ..
۱روز کـه گونــــــه هایــت از ســـــــــــرما
ســــــــــرخ ... ســـــــــــــرخ
شـــــــده ..ارامــــــــــــتر از هــر چـه تصـــــــــــورش را کــــــنی
اهســــتــــــــــــــــــــه
مـــــــــــی بوســمتـــــــــــــــــــ ....
دیشب از دلتنگیت بغض گلویم را شکست
مرده متحرک
وقتی نمیدونی تو دلت چی میگذره !
وقتی نمیدونی از این دنیای لعنتی چی میخوای!
وقتی قبل از اینکه چیزی رو بخوای اون چیز نابود میشه !
وقتی همه باهات قهرند!
وقتی نفــــــــــــــــــرین شده ای !
چه دلیلی داره که ارزویی داشته باشی؟ چه دلیلی داره چیزی رو دوست داشته باشی ؟ چه دلیلی داره به زندگی ادامه بدی؟
یه وقتــــــایی
یه وقتــــــایی هست که جواب همه نگرانیـــات و دلتنگیات میشــه یه جمله که میكوبن تو صورتــــت "بهم گیر نـــــــده، حوصله ندارم.!!!!!
عزیزم حتی دیگر نمیخواهم آرزویت باشم...
آرزو میکنم
"او"
آرزوی تو باشد
و
...آرزوی او...دیگری
"
آنگاه که غرور کسی را له می کنی ،
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران میکنی ،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش میکنی ،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خُرد شدن غرورش را نشنوی ،
می خواهم بدانم ،
دستانت را به سوی کدام اسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی ؟
دوتارفیق بودن همیشه شراب میخوردن یکیشون میمیره بعد رفیقش میره میخونه میگه دوتاپیک شراب بریز ساقی میگه چرادوتامیگه یکی واسه خودم یکی به یاد رفیقم یک سال بعد دوباره میره میخونه میگه یه پیک بریز ساقی میگه رفیقتو فراموش کردی میگه نه خودم توبه کردم اینو میخورم به یاد رفیقم...!!!
----------------------------------
به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد اماهروقت تنم ب نامرد جماعت خورد گفتند:مگه کوری...!!!
----------------------------------
چه سخته درجمع بودن ولی درگوشه ای تنهانشستن به چشم دیگران چون کوه بودن ولی درخودبه آرامی شکستن...!!!
-----------------------------------
درنانوایی هم صف یک دانه ای ها از بقیه جداست چقدر بد است تنهایی...!!!
-------------------------------------
خسته ام از جنس قلابی آدم ها هی فلانی...راهت رابگیروبرو حوالی ما توقف ممنوع است...!!!
-----------------------------------
...................................!!!انتظار بس است..زندگی کن..او با دیگری خوش است...!!
------------------------------------
گفتی:ساکنی!گفتم: مسافری!..میدانستم رهگذری..دلت رانشکستم امامن چندوقتیست نمازدلم راشکسته میخوانم...!!
-------------------------------
هنوز بوی عاشقی میدهم اما دیگر هیچ کجا....
کسی؛ منتظرم نیست....!!!!
|
خسته شدم از بس به آدمايي كه ميخوان جاي تو رو توي
بگيرن گفتم :
|
بـرای اتـفـاق هـایی که نـمی افـتـد ... بـرای دستـی کـه نـگـرفـتم بـرای اشکـی کـه پـاک نـکـردم بـرای بـوسـه ای کـه نـبــود بـرای دوسـتـت دارمـی کـه مـرده بـه دنـیـا آمــد بــرای مـن کـه وجـودم نـبـودن اسـت مــرا بـبـخـش ... ![]()
|
وقتی چشمانم را روی هم می گذارم
|
زندگی باید کرد !
گاه با یک گل سرخ
گاه با یک دل تنگ
گاه با سوسوی امیدی کمرنگ
زندگی باید کرد !
گاه با غزلی از احساس
گاه با خوشه ای از عطر گل یاس
زندگی باید کرد !
گاه با ناب ترین شعر زمان
گاه با ساده ترین قصه یک انسان
زندگی باید کرد !
گاه با سایه ابری سرگردان
گاه با هاله ای از سوز پنهان
گاه باید روئید
از پس آن باران
گاه باید خندید
بر غمی بی پایان
لحظه هایت بی غم ............
روزگارت آرام ........
|
||
|
گاهی با خود می اندیشم چرا زندگی بر وفق مراد نمی گذرد؟
چرا آنکه دوستش داریم از احساس مان خبر ندارد
چرا خدا دعاهای مان را نمی شنود فقط تماشا می کند
چرا وقتی می گویند "آخرین غم باشد" برآورده نمی شود
چرا انتظار هر لحظه هر جا معنا می شود
... چرا عشقی که می میرد دیگر با هیچ دم مسیحایی زنده نمی شود
چرا خاطراتی که زیبا نیستند تا ابد می مانند در خاطرمان
اما لحظه های شادی یادمان می رود هر دم ؟؟؟
اما خود هم پاسخ می دهم به این همه سوال
اینجا که بهشت نیست دل من، اینجا دنیاست
و دنیای ما پر از بی کسی هاست ...

عشق یعنی یکی شدن"یعنی وجود پاک دیگری را در درون خویش حس کردن. به ان سایه افکنده و بوی خوش عشق به مشام میرساند و این را تبدیل به میعاد گاهی عاشقانه نموده است
|
خدایا منو از این زندان تنهایی رهایم کن
|
شادی را هدیــــــــــــــــــــه کن حتی به کسانی که آنـــــــــــــــرا از تو گرفتند عشــــــــــــــــــق بورز به آنهایی که حتی دلــ ــــــــت را شـــــ ـــکستند دعـــــ ـــا کن برای آنانکه نفـ ــــ ـــرینت کردند درخــــ ــــــــت باش به رغــ ـ ـــــــــ ـــم تبرها بهار شـــــــــــــــــو و بخـــــــــــند که
خدا هنوز آن بالا بــــــــــــــــا ماست |
|
|